|
وقتی هیچ "چیز" رعایتی اي رعایت نمیشود .. وقتی هر "چیزی" را رعایت میکنی یا
به سختی شاعر میشوی , یا شاعر سختی میشوی .
وقتی هر رنگی شروع جنگی است , و وقتی می دانی با کدام فرضیه فریضه هایت مقبول می
افتد , در عین بی رنگی بی فرضیه گی زندگی میکنی .. یا به سختی شاعر میشوی یا شاعر
سختی ميشوی .
وقتی کلمه در هر گوشه ای با جان کندن باقی
بماند و تو می خواهی باقی بمانی ,باقی ماندن باقی ها ما بقی زندگی رعایت نشده ات میشود؛ التماسی
که اصلا مهم نیست . و اصلا مهم نیست که مهم نیست ..تا همین جا زنده میمانم باقی
بقایت .
درد این جاست که مهم نباشی و مهم نباشد که
مهم نباشی .. آن وقت میشوی کرم بر تن معشوقه هدایت روی تخت که نه داغي, نه بی شهوتت
میشود زندگی کرد , میشوی تکه ای از سایه که نه وجودت مهم است و نه میشود چشم از تو
بر داشت , یعنی یا به سختی شاعر میشوی یا شاعر سختی میشوی .
خودت خودِ آینه میشود و باقی مانده ات انعکاس درد هایی که نه مهمند و نه مهم
نبودنشان مهم است .. آینه ، آینه است چه تکه تکه روی زمین چه یک تکه دست لکاته ای
که جوش هر کجاش را میچلاند.
آینه آینه است چه در اطاق روی بوم کمال الملک , چه در صورت کسی که رعایت نمیشود ،
که میشود آینه دق.
هن و هن آمدیم از کنار ایستاده ي اولین « الف » از آی سقوط کرده آیه ها از
ایستادگان کلاه بر سر رفته تا « یاي » نکره تا یای تردید تا یای میانه آینه ها ...
آ ... تا .... یا با تمام
مشکلات کنار آمد, رعایت نشد تا رعایت کند تا "چیز" هایی که کلمه به دردشان نخورد را در جایی
جمع کند که به درد کلمه ها بخورند .
برای دست اندر کاران این مجله ء مجازی که سگش به حقایق مجله ها می ارزد نه "چیزی"
به عنوان رقابت معنا دارد .. نه تک صدایی و خود محوری که آ ... تا ... یا مجموعه "چیز" هاست ..
ما نه رقابت میکنیم نه جنایت نه خیانت ... شده ایم بر زمین مانده ای که به هر" چیز"
تکیه میکند و به هیچ" چیز" رسما اتکا ندارد ..
بر شماست که بخوانید , بنویسید , بفرستید که درد در مقام سرایتش مهم میشود
.. باید تمام دغدغه هایی که شاعرتان کرده است را برای زمین ماندگان بفرستید. این
مهم است . این " چیز " مهم است !
از خدایی که تنها برای شاعران باقی مانده
است همه چیز میخواهم .
ای اهل غبار با شما نه ! با آینه مانده کار دارم
از عالم و آسمان بریدم , از آینه انتظار دارم
علیرضا آذر
|